تبليغاتX
مردان فراری از ازدواج || زن نگیرین || - .....زن نگیرین اما.....
آقا جونا سلام....

من شعارم همونه که بود اما میگم اگر میخواین زن بستونین! یکی نگیرین !!!! میخواین بدونین چرا؟ خوب شعر زیرو بخونین:: با تشکر از فرستنده اش!

دوستی داشتم لرستا نی

یار دیرینه ی دبستانی

دیدمش بعد سالیان دراز

همرهش چار زن همه طناز

مات و مبهوت گشتم از حالش

که لری آهوان به دنبالش

گفتمش: چهار زن ؟ خدا برکت !

تو چگونه کنی ز جا حرکت ؟ 

 

گفت : این کار ماجرا دارد

هر یکی حکمتی جدا دارد

اولی را که هست خوشگل و ناز

من گرفتم ز خطه ی شیراز

تا که شب ها قرینه ام باشد

سر او روی سینه ام باشد

بهر اوقات روزهایم نیز

زن گرفتم ز خطه ی تبریز

چون زن ترک، خوش بر و بازوست

خانه دار و نظیف و کد بانوست

دست پختش که محشر کبراست

بهتر از آن، سلیقه اش غوغاست

ظرف یک سال بسته ام بارم

چون زنی هم ز اصفهان دارم

کشد از ماست تار مویی را

یادمان داده صرفه جو یی را

درکم و بیش اوستاد ست او

متخصص در اقتصاد است او

بس که در اقتصاد پا دارد

بی گمان فوق دکترا دارد

زن چارم که ختم آنان است

شیری از خطه ی لرستان است

گفتمش با وجود آن سه هلو

زن چارم بر ای چیست؟ بگو

گفت گهگاه بنده گشتم اگر

عصبانی ز همسران دگر

آن زمان جا ی آن سه تا، بی شک

این یکی را کشم به زیر  کتک

 

 

نوشته شده توسط زن ستیز در Thu 15 Jan 2009 ساعت 9:16 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
business articles